شهید هدایت درویشوند فرمانده سپاه رودبار ، طی عملیات تروریستی هنگام بازگشت از  سفر زیارتی به عتبات عالیات عراق ، در سامرا ,همراه با دو نفر از شهروندان گیلانی به شهادت  رسیدو به برادر شهیدش -پرویز درویشوند-  و دیگر همسنگران پیوست و خانواده  و مردم لوشان و روبار را به سوگ خود نشاند.
شهادت این فرمانده رشید را به پدر و مادر و برادر عزیزش مهندس ربیع درویشوند -مدیر کارخانه تولی پرس-تبریک وتسلیت عرض می کنم.

مراسم تشیع این شهید عزیز فردا یکشنبه 22آبانماه بعد از ظهر  برگزار خواهد شد وپیکر این شهید در امام زاده حمزه(ع) لوشان در کنار برادر شهیدش به خاک سپرده خواهد شد.

مرگ
شاید ادامه خوابهای ما باشد
و جهنم
تحقق کابوس های شبانه
و بهشت
دنباله رویاهای شیرین صبحگاهی
 

ضمن تقدیر و تشکر از کلیه عزیزانی که حضوری و یا با تماس تلفنی، ارسال پیام و نصب پلاکارد و تاج گل در مصیبت از دست دادن پدرم با اینجانب و خانواده داغدارمان ابراز همدردی نموده اند به استحضار میرساند که مراسم چهلمین روز در گذشت پدر عزیزمان مرحوم مغفور شادروان حاج عزیزاله چگینی برگزار خواهد شد  .

 
 جمعه

   9/2/1390

  ساعت:3الی5/4بعد ازظهر

مسجد امام حسین (ع) روستای زویار

 

 هفتمین روز در گذشت پدرم مرحوم حاج عزیزاله چگینی برگزار می گردد


آدرس:مسجد روستای  زویار واقع در کیلو متر 5 جاده قزوین - رشت بالاتر از شهرک دانش

 زمان:روز سه شنبه نهم فروردین

ساعت:3الی5/4بعد ازظهر

 


چه سخت است احساس یتیمی
چه سخت است خالی شدن یکباره زمین در زیر پا
و فرو ریختن ناگهانی کوهی به نام پدر
چه سخت است نشنیدن صدای مردی که همیشه نامت را به مهربانی صدا کرده است
چه سخت است تقارن  شکوفه  با برگریزان باغ
و همزمانی کوچ پرندگان با کوچ ابدی بلند پرواز ترین عقاب زندگی
چه سخت است بهار بی پدر

 
بیست و هشتم صفر
              ابتدای غربت و سفر 
         رد پای یک مسافر غریب را گرفته ام
              می برد مرا کجا؟
                    رد خون کشیده می شود به پشت در
   رد پای کیست؟
                رد پای سایه ای  پلید
                     درمیان کوچه های کوفه
     پای یک ستون 
             در کمین کیست؟
   رد خون کشیده می شود مدینه
                                    پای تشت زهر
                                     پاره های یک جگر
                     ***

          بعد....
                کربلاو شام  
                     کوفه و مدینه
                         سامراو کاظمین و مرو
                                              رد خون کشیده می شود کجا؟
  نقل از سایت بروجردستان: 
 به یه ترکه می گن، نظرت درباره فارسها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.
به یه فارسه می گن، نظرت درباره اصفهانیها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.
به یه اصفهانیه می گن نظرت درباره لرها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.
به یه لره می گن نظرت درباره آبادانی ها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.
به یه آبادانیه می گن نظرت درباره رشتیها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.
به یه رشتیه میگن نظرت درباره کردها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.
به یه کرده می گن نظرت درباره قزوینیها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.
به یه قزوینیه می گن نظرت درباره مشهدیا چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.
به یه مشهدیه میگن نظرت درباره مازندرانی ها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.
به یه مازندرانیه می گن نظرت درباره بلوچ ها چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند.
به یه بلوچه می گن نظرت درباره … چیه؟ میگه همه ما ایرانی هستیم.ایرانی به هموطن خود توهین نمی کند. 
به یه ایرانی میگن اینجا کجاست؟ میگه اینجا ایرانه،ایرانی جماعت به هموطن خود توهین نمی کنه.
 
چه دی ماه بی عرضه ای؟
نه برفی و نه بورانی
نه سوزی و نه سرمایی
نه یخبندان
نه حتی یک نم باران
تو دیگر چه زمستانی؟

به سگها که یک تکه نان میدهند
به اربابشان دُم تکان میدهند !

به آنها برای همین پاچه گیریست 
اگرتکه ای استخوان میدهند

گروهی هم از روی خوش باوریها
به دزدان شب نردبان میدهند

 شبی گله ها را یقین می درند
مگر به سگ هار امان میدهند؟

به زنجیرشان کرده بودیم وحالا
به ما چنگ و دندان نشان میدهند

به سگها بگویید کمتر بنالند
به سگها فقط استخوان میدهند

 

تا اقتداء بر چشمه های نور کردیم
چشم بد خفاشها را کور کردیم


در گرگ میش قریه گویا یادتان رفت
ما گرگها را از قبیله دور کردیم


روزیکه ترس نیش لبها را به هم دوخت
انگشت را در لانه زنبور کردیم


ماخادم نام بلند آفتابیم
خدمت بدون منت و منظور کردیم


ما را تمام باده نوشان می شناسند
ما خویش را وقف می و انگور کردیم